ناصر الدين شاه قاجار
81
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
دست است حرم سواره از همين راه گردنه رفته بودند و البتّه اين راه بهتر از راه كالسكه رو پائين است خلاصه رفتيم تا رسيديم به زير آندرخت بيد آب كمى هم داشت فرموديم آفتابگردان زدند چون خيلى عطش داشتيم قبل از نهار قدرى شربت آبليمو خورديم چون اينجا آخر خاك عراق است حكيم الممالك حاكم عراق تا سر نهارگاه در ركاب بود و از اينجا مرخّص شده مراجعت كرد بعد نهار خورديم اعتماد السّلطنه هم حاضر بود و روزنامهء اروپ خواند بعد از نهار چون در اينجا محلّ استراحت نبود توقّفى نكرده سوار كالسكه شده از راه پائين رانديم به طرف منزل امّا فخر الملك و ساير پيشخدمتها را فرموديم سواره از همان راه گردنه بروند قدرى كه رفتيم بده كايت رسيديم كه ملكى حاجى آقا هاشم برادر آقا ضياء است كه خود او حالا در بروجرد است از اينجا گذشته ديديم آنطرف راه رود خانهايست كه به قدر پنج شش سنگ آب از آن جارى است اطرافش هم درخت بيد داشت ديديم جاى خوشى براى استراحت است فرموديم رفتند كنار رودخانه در سايهاى بيد آفتابگردان زدند قدرى در آنجا استراحت كرديم ميرزا محمّد خان و بعضى ديگر از پيشخدمتها هم در ركاب بودند بعد برخاسته سوار كالسكه شده رانديم براى منزل راه كالسكه خيلى پست و بلندى داشت دهاتيكه در اطراف راه بود از اينقرار است اوّل ( قريهء دوجفت كه خرده مالك است ) و بعد ( ده صفر على ملكى حاجى آقا هاشم ) و ( قريهء